حكيم معراج الدين
29
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية
در شرح صدور صفحه 151 مىنويسد الأحاديث والآثار تدل على أن الزائر متى جاء علم به المزور وسمع كلامه وانس به ورد سلامه عليه از حضرت عايشه رض صديقه وأبو هريرة وابن عباس رضي الله عنهم متعدد روايات ابن أبي الدنيا در كتاب القبور وامام بيهقى در كتاب شعب الايمان روايت كرده است كه هر گاه كسى نزد قبر مرده خود مىرود آن مرده أو را مىشناسد واز آواز أو خشنود مىشود وجواب سلام أو مىدهد عن عائشة رضى الله تعالى عنها قالت قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما من رجل يزور قبر أخيه ويجلس عنده الا استأنس به ورد عليه حتى يقوم كتاب روح صفحه 5 وشرح الصدور صفحه 136 از اين جهت حضرت عمرو بن العاص وقت مرگ وصيت كرد كه بعد از دفن من ساعتي جمله شمايان بر قبر من توقف كنيد تا كه من استيناس با شما كنم به اين ألفاظ در صحيح مسلم آمده ثم أقيموا أحول قبرى مقدار ما تنحر جزور ويقسم لحمها حتى استأنس بكم ابن قيم از اين عبارت اخذ كرده در كتاب روح صفحه 13 مىنويسد كه ميت از حاضران انس وانبساط حاصل مىكند وآنچه گفته بوديم از قول علما كه درك روح بعد از موت زيادة مىشود به اين وجه كه در حالت حيات اگر كسى أو را در مكاني محبوس مىكرد كه هيچ منفذ نمىداشت آواز هيچكس نمىتوانست شنيد اما در قبر به موجب روايات ما قبل مىشنود تا كه در صحيح مسلم آمده ان الميت يسمع خفق نعالهم واگر كسى در ته خانه باشد به رفتن كسى بر بالاى خانه أو را ايذاء نمىرسد وميت را از پاى مالي قبرش ايذاء مىرسد كه حضور أنور صلى الله عليه وسلم كسى را كه تكيه بر قبر كرده بود فرمودند لا تؤذ صاحب هذا القبر رواه الإمام أحمد في مسنده تا كه با پاى پوش در قبرستان رفتن منع فرموده است أبو داود جلد دوم في باب المشي بين القبور في النعل صفحه 104 طبع هند